وارد مصلی می شویم. جمعیت موج می زند. داخل مسجد حا نیست و بیرون نیز جمع کثیری از همشهریان شریف گناباد ایستاده اند. صدای جناب مدنی به گوش می رسد. « جامعه ای که نتواند مخالف خویش را تحمل نماید، قطعا توسعه نخواهد یافت».
در گوشه ی جنوبی مصلی توقف می کنیم و ایستاده به سخنان جناب دکتر مدنی گوش می دهیم. هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده می شود. سریع شروع به نوشتن می کنم تا بتوانم گزارشی از این نشست باشکوه را تهیه نمایم. چند نفری در لابلای جمعیت در حال پخش نامه هایی برعلیه دکتر مدنی هستند. همه نگاهها به داخل مسجد ختم می شود.
جناب دکتر مدنی در خصوص نامهربانی ها سخن می گوید. « دو سال است که در هیچ پروژه ای نام نماینده برده نشده است.... آیا این حرکت از قبل هماهنگ شده نیست. .... چرا برخی مسئولین لیست بودجه های شهر گناباد را پخش نمی کنند تا مشخص شود سهم بجستان چقدر بوده است؟». ایشان در ادامه اضافه می کنند: « که لیست بودجه های تقسیم شده و سهم مناطق که در اختیار شما است؟ چرا منتشر نمی کنید تا مردم متوجه شوند که سهم بجستان از این بودجه ها چقدر بوده است. اینها که محرمانه نبود. شایسته بود که مردم را اینطور نسبت به هم بدبین کنند. چرا دائم می گویید که مدنی همه چیز را به بجستان اختصاص داده است!!! اگر راست می گویید لیست بودجه ها را منتشر کنید تا سیه روی شود هر که در او غش باشد....». دکتر مدنی در ادامه می گوید: « آیا کارخانه تراکتور سازی در گناباد احداث شده است یا در بجستان؟ آیا کارخانه تولید سیمان سفید در شهر گناباد احداث شده است یا در شهر بجستان؟ آیا پروژه عظیم کارخانه نورد فولاد در بیدخت در حال تکمیل شدن است یا در بجستان؟ ... تصویب 2 میلیارد بودجه برای بیمارستان 200 تختخوابی در بودجه سال 87 مجلس برای گناباد بوده است یا بجستان؟ .... می گویند که مدنی مشکل آب شیرین بجستان را حل کرده است!!! کدام یک از مردم گناباد از اینکه مشکل آب همشهریانشان حل شده است، ناراحت هستند؟ قطعا هیچ کس. کنگ احداث یک بیمارستان 32 تختخوابی در چندین سال پیش توسط مرحوم ......... به زمین زده شده است و ما در این دوره آن را تکمیل کردیم. هر چند که هنوز بسیاری از مشکلاتان مرتفع نگردیده است. می گویند فلانی بجستان را شهرستان کرده است. دوستان عزیزی که شعار می دهید که باید گناباد مرکز استان شود، آیا فکر می کنید که با یک شهرستان این کار شدنی است. نگاهی به شهرهای همجوار خود بیندازید، ببیندید که هر شهری برای رسیدن به افق بلندتری در توسعه شهرستان 2 یا 3 جا را شهرستان نموده است. همین کاشمر، تربت حیدریه، بیرجند و خیلی جاهای دیگر. فکر می کنید که مردم شریف گناباد متوجه این صحبت ها نیستند. فکر می کنید که با هیاهو و جنجال مشکل شهر گناباد حل خواهد شد.
صدای احسنت ، احسنت کردن جمع کثیری از شرکت کنندگان به گوش می رسد. از لحن صدای سید معلوم است که حرفهای بسیاری در درون سینه دارد. 10 الی 15 نفر در حالیکه برگه های تبلیغاتی جناب دکتر مهدیزاده را در دست دارند به سمت درب بالای مصلی حرکت می کنند. از نحوه صحبت کردنشان پیدا است که امشب در هنگام جلسه پرسش و پاسخ سر و صدای زیادی برپا خواهند کرد. دوباره نگاهم را از جمعیت جدا می کنم و به یادداشت نکات مهم ایراد شده در جلسه ادامه می دهم. « عده ای می گویند که بسیاری از این پروژه هایی که شما نام بردید، را دولت انجام داده است. بنده خطاب به این دوستان می گوییم، کتابخانه فرهنگی گناباد 45 سال است که رها شده بود. دوستان دیگر چه کاری انجام دادند؟ نماینده گان قبل چه کاری کردند. 48 سال مرکز شماره 2 بهداشت و درمان معطل مانده بود، چرا نمایندگان دیگر آن را پیگیری نکردند. مگر در زمان نمایندگان دیگر دولت نبود، فرماندار نبود، استاندارد و بخشدار نبود، پول ها را توی گونی می ریختند و می آوردند؟ خوب معلوم هست که در همه جا و در همه دوره ها مسئول اجرای مصوبات دولت است. انجام تمام امور اجرایی در دست دولت هست!! قرار نیست که بنده یا شما این کارها ( کارهای اجرایی ) را انجام دهیم. »
« می گویند که باند فرودگاه از قبل وجود داشته است. دوستان عزیز در تربت حیدریه، هم از قبل باند نیمه ساخته فرودگاه بوده،در کاشمر بوده، حتی در همین بجستان هم باند فرودگاه هست. بنده در همین گناباد خطاب به شما مردم عزیز و مسئولین عنوان کردم که هر کسی مصوبه ای از دولت در خصوص فرودگاه از قبل دارد، بیاورد تا مساله فرودگاه را به طور جدی پیگیری کنیم. یک نفر، حتی یک نامه نیاورد. فقط یکی از دوستان یک نامه ای آورد که مربوط به وسایلی بود که هیات امنای آن دوره آن را امضا کرده بودند. علیرغم تبلیغات بسیار در رابطه با فرودگاه گناباد تا قبل از سال 1382 هیچ مصوبه ای از مراجع قانونی اخذ نشده بود. بنده در جلسه ای خصوصی که به همراه جناب آقای دکتر احمدی نزاد بودم خواهان اجرائی شدن این مصوبه شدم که با دستور ويژه رئيس جمهوری در این ملاقات ، اختصاص اعتبار آن در هيات دولت به تصويب رسيد و زمینه اقدامات عملي آن فراهم شده است و برای همین منظور رئیس محترم ستاد حوادث غیر مترقبه کشور به شهرستان گناباد سفر نمود و ضمن بازدید از منطقه گزارشی را برای وزارت کشور آماده نمود.» .....
به جناب مدنی یادآوری می کنند که وقت رو به اتمام است. ایشان نیز سخنان خود را جمع بندی می کنند و جلسه پرسش و پاسخ شروع می شود. اولین سوالی که جناب مدنی جواب می دهند، سوالی کتبی است. « چرا در بجستان به کاندیداها ستاد نمی دهند ..... »
عده ای در عقب مجلس و عده ای جلوی درب بالای مصلی شروع به سوت زدن کرده اند و دست می زنند، انگار نمی خواهند جواب های سید را بشنوند. جناب مدنی از تمام طرفداران خود می خواهد که به هیچ عنوان در طرفداری از ایشان در مسجد شعار ندهند. سپس در حالیکه می خندد می گوید که من کاملا راحتم و حاضرم تا صبح در اینجا به سوال های شما پاسخ دهم.
و اما ایشان اینگونه به سوال پاسخ می دهد : « همین دوستانی که مطرح می کنند چرا در بجستان به آنها ستاد نداده اند، آیا دکتر ذبیحی در چهار راه وحدت بجستان ستاد ندارد ؟ آیا جناب دکتر هجرتی در چهار راه وحدت بجستان تشکیل ستاد نداده است؟ حتی یکی از دوستان خود ما مکان را برای ایشان تدارک دیده و پارچه ستاد ایشان را بچه های ما نصب کرده اند. چرا این دوستان در بجستان ستاد دارند؟ جناب دکتر مهدیزاده به همراه همراهانشان چند مدت پیش به بجستان تشریف آوردند و نهار مهمان ما بودند. همانجا عموی اینجانب بودند، شهردار بجستان بودند، به ایشان پیشنهاد جا شد. حتی شهردار بجستان خطاب به مسئولین ستاد انتخابات نامه نوشتند که حاضرند خودشان ، حتی مجانی به دوستان ستاد بدهند. نامه در اختیار فرمانداری است. ....»
و اما نوبت سوال های شفاهی است، یکی از حاضران می پرسد که شما از پروژه عظیم پتروشیمی صحبت می کنید، در حالیکه پتروشیمی به گاز نیاز دارد و هنوز به گناباد گاز رسانی نشده است؟
این دیگر از ان سوال ها بود؟ خوب مرد مومن مگر زودتر از 4 تا 5 سال آینده این پروژه به بهره برداری می رسد. خوب پس بگو چرا لوله کشی های گاز را انجام می دهند، مگر گازی به گناباد آمده است؟ تل لوله ای کشیده نشود، که گاز رسانی نمی شود. جناب مدنی جواب می دهد « .... دوست عزیز سوخت پتروشیمی که گاز معمولی نیست . گاز اتیلن است.....» .
دوست دیگری می پرسد شما قول دادید که مشعل گاز امسال در شهرستان روشن شود، چرا به وعده خود عمل نکردید؟
نه انگار بچه های ستاد دکتر...... امشب آمده اند که با سوت زدن و کف زدن جلسه را بر هم بزنند. یک عده جلوی درب بالایی مسجد فقط سوت و کف می زنند و شعار می دهند. کاملا معلوم است که از قبل و هماهنگ شده به مسجد امده اند و قرار نیست حرفی را گوش کنند. فقط کارشان ایجاد فتنه است. جناب مدنی خطاب به جمعیت در چند نوبت می گوید: « دوستان عزیز: شنبه فقط یکی از ما شش یا هفت نفر به مجلس می رویم و بقیه همه از اینجا خواهند رفت. مطمئن باشید که مسئولین رده های بالاتر و ما ضرر نخواهیم کرد. بعد شما مردم می خواهید در کنار هم زندگی کنید. چه ارث نابخشیده ای به یکدیگر دارید. چرا بین خودتان را به هم می زنید. » جلسه آرام می شود. ایشان جواب سوال این دوست عزیز را اینگونه می دهد: « ... 14 کیلومتر لوله در تست به جهت صحت و اطمینان از سالم بودن لوله ها منفجر شده است و هنوز تکه هایی از آن در محل موجود است. می توانید از مهندس کسایی زاده سوال کنید. بنده با پیگیری هایی که کردم، قرار هست که هر هفته گزارش کار را به ما بدهند. در حال حاضر 10 کیلومتر از لوله ها عوض شده است و 4 کیلومتر آن باقی مانده است.... بنده علم غیب که ندارم. ما نیز بر اساس صحبت های دوستان این اطلاعات را در اختیار شما قرار داده ایم و اگر این مشکل پیش نمی آمد، الان مشعل گاز در گناباد روشن شده بود....»
ظاهرا دیگر از سوال کتبی خبری نیست. این بار نوبت شورای شهر و مهندس پورهاشمی است. ایشان می گوید که در خصوص راه آهن بنده یک بار در جلسه شرکت کردم و پشت در به شما گفتم که شما در نامه به مهمترین نکته اشاره نکرده اید که طول راه آهن از مسیر گناباد 110 کیلومتر نزدیک تر است. و شما گفتید آن راه نزدیک تر است.
جناب دکتر مدنی در جواب ایشان پاسخ می دهد که « همانطور که جناب پورهاشمی تایید کردند، ایشان یک جلسه حضور داشتند و دو جلسه دیگر را جناب فرماندار و امام جمعه حضور داشته اند. همچنین مگر خود دوستان نگفتند که نامه من – دکتر مدنی – کامل تر هست و دلایل محکمتری و قانونی تر آورده اید. دوستان زنده اند و همین جا می توانند شهادت بدهند. در ثانی مگر شما – مهندس پورهاشمی – برای تحویل نامه خود مشکلی داشتید. ..» همچنین دکتر مدنی در پاسخ یکی دیگر از دوستان در خصوص را آهن می گوید « همه می دانند که تصویب راه اهن در سطح مسئولان محلی نیست. بنده پیگیری کردم به سرانجام رساندم. موقع اعلام خبر توسط استاندار، حتی یک جا از بنده اسم نبردند. فقط آخر گفتند. دفتر نماینده. همچنین دکتر مدنی در پاسخ یکی دیگر از دوستان در خصوص را آهن می گوید « همه می دانند که تصویب راه اهن در سطح مسئولان محلی نیست. بنده پیگیری کردم به سرانجام رساندم. موقع اعلام خبر توسط استاندار، حتی یک جا از بنده اسم نبردند. فقط آخر گفتند. دفتر نماینده. اتفاقا یکی از دوستان به من زنگ زد و گفت حاج آقا دفتر نماینده یعنی چی ؟ دفتر نماینده حوزه علمیه و... ( خنده شرکت کنندگان بلند می شود) . دوستان عزیز در هفته گذشته از بنده برای شرکت در جلسه شورای اداری استان دعوت بعمل آوردند و بنده شرکت کردم ولی دوستان بنده را در جلسه شورای اداری شهرستان دعوت نکردند. این یعنی چی؟ در خصوص شهرک صنعتی کاخک به اندازه یک کتاب نامه نگاری کردم. مصوب شد. در جلسه ای که به همین منظور برگزار شده در جلسه نشسته بودم. حتی اسمی از بنده نبردند. چرا؟ خیال کرده اند که نمی توانیم با اینها برخورد کنیم. با کلفت تر از اینها هم برخورد کرده ایم. مردم عزیز بنده به خاطر حفظ وحدت مردم سکوت کردم و هیچ چیز نگفتم...... فحش نامه علیه مردم گناباد پخش کردند تا مردم گناباد را به مردم بجستان بدبین کنند، بنده از یک ماه و نیم است که به دادستان گفته ام به وزارت اطلاعات گفته ام که پیگیری کنید و ببینید که چه کسی این نامه را نوشته و چه کسانی آن را منتشر کرده اند. غلط کرده است هر کسی اینچنین حرکتی انجام داده است. البته دوستان هم پیگری کردند و جواب دادند که این نامه از قسمت نظرات یک وبلاگ شخصی در بجستان برداشته شده است و معلوم نیست چه کسی ان را نوشته وقابل پیگیری نیست.... اما کسی که این نامه را نوشته و کسانیکه این نامه را منتشر کرده اند در پیشگاه خداوند مسئول هستند...... »
جناب مدنی در چند جای دیگر از سخنانشان اشاره می کنند « که البته بنده در هیچ جا هم نمی گوییم که بنده کاری کرده ام. این کارها حاصل خون شهدا و نظام مقدس جمهوری اسلامی است و البته اگر کسی دیگر هم به خاطر پروژه ای بر سر مردم منت گذاشته است، اشتباه کرده است. بنده نیز قصد گفتن این حرفها را نداشتم. البته بنده را مجبور کردند که دفاع از خودم این سخنان را بگوییم.» ..
جلسه رو به اتمام است. جناب مدنی در حلقه ای از مشتاقان و طرفداران با صلوات مکرر از مسجد خارج می شود. به بیرون مسجد که می رسی بغض ها می ترکد. گریه ام گرفته است. جمعیت یکپارچه فریاد می زند: « مدنی ، مدنی حمایت می کنیم» طرفداران جناب مدنی هرچه خواهش می کنند که جمعیت شعر ندهد، فایده ای ندارد. امان جمعیت از این همه ناجوانمردی و تخریب و توهین و تهمت و شبنامه و افترا بریده است. جمعیت یکصدا داد می زند « ما اهل کوفه نیستیم، سید تنها بماند» « دست خدا بر سر ما خامنه ای رهبر ما». جمعیت در معیت سید با شعارهای متوالی و صلوات های مکرر تا دفتر مرکزی ستاد ایشان را همراهی می کند. آرام و قرار ندارم. در دل می گریم. اما انگار درون سینه یکی فریاد می کشد؛ غمگین نباش « خدا همراه و یاور سید است.» .....





